احترام به کودک در خانواده
احترام به کودک به معنای رفتار با کرامت، ارزشگذاری به احساسات و نظرات کودک و به رسمیت شناختن فردیت آنها است. این شامل گوش دادن فعال به آنها، فراهم کردن انتخابها و تشویق به استقلال است.
احترام دو طرفه است و از شما شروع میشود. چه از قبل فرزند داشته باشید و چه معلمی با صدها فرزند باشید، احترام بخش مهمی از فرزندپروری است. مهم نیست آن را چگونه تعریف کنید، احترام شامل عشق، قدردانی، دلسوزی و قدردانی از طرف مقابل است. من مصمم بودم فرزندانم را طوری تربیت کنم که ادب داشته باشند و به دیگران احترام بگذارند، همانطور که خودم هم اینگونه تربیت شدم.
چگونه با الگوسازی، احترام را در آنها القا کنیم؟
اولین غریزه والدین هنگام تربیت فرزند، تقلید از نحوه برخورد بزرگترهایشان با آنهاست. در دوران کودکی، بزرگسالان دیگر خواستار احترام بودند و من باید مودب بودم و به لحن و گفتارم در حضور سالمندان توجه میکردم. فراتر از آن، طوری تربیت شده بودم که باعث افتخار اعضای خانواده و معلمان شوم. با بزرگتر شدن و خودآگاهی بیشتر، متوجه شدم که بزرگسالان همیشه همان احترامی را که به آنها دستور میدادند، جبران نمیکنند.
بعضی از بزرگسالان معمولاً به نحوه صحبت با کودکان توجه نمیکردند و همان توجه به احساسات و احساس عزت نفسی را که از کودکان میخواستند، نشان نمیدادند. من چندین بار به عنوان مدیر دانشگاه شاهد این موضوع بودهام. برای مثال، من مجبور بودم مسائلی را مدیریت کنم که معلم با دانشآموزی «شوخی» میکرد تا جایی که دانشآموز آزرده خاطر میشد و احساس بیاحترامی میکرد.
به نظر شما چه اتفاقی میافتاد که دانشآموز احساس بیاحترامی میکرد؟ وقتی بچهها احساس تحقیر میکنند چه اتفاقی میافتد؟ آنها واکنش نشان میدهند. آنها سرکشی میکنند و همان رفتار را تلافی میکنند. گاهی اوقات آنها حتی در پاسخ به آن رفتار ناخوشایند بهتر عمل میکنند.
آیا میتوانید آنها را سرزنش کنید؟ چندین بزرگسال بر برابری و عمل متقابل در روابط بزرگسالان تأکید میکنند، اما انتظار دارند که فرزندان نیز در عوض با همان احترام با آنها رفتار کنند. تأمل در مورد تربیت من، کسب تجربه در تربیت فرزندانم و تجربه من در طول دوران تحصیلم به ایجاد این اصول القای احترام با الگوسازی کمک کرد:
-
مراقب رفتار خود باشید
ناپدری من ضربالمثلی داشت: «آنچه را که میگویم انجام بده، نه آنچه را که انجام میدهم»، که من از آن قدردانی نمیکردم. این به این معنی بود که من مستحق احترام بودم اما نمیتوانستم انتظار همان رفتار را داشته باشم. نیازی به گفتن نیست که او مدت زیادی ناپدری من نبود، اما طولانیترین ۱۲ ماه زندگی من بود.
ضربالمثل «هرچه میگویم انجام بده، نه هرچه انجام میدهم» چیزی است که من در طول دوران کودکی و حرفهایام شاهد آن بودهام. به عنوان مثال، در طول جلسه کارکنان مدرسه، بزرگسالان تلفنهای همراه خود را بیرون میآورند و پیامک میدهند، ایمیلها را بررسی میکنند، در رسانههای اجتماعی و غیره مشغول میشوند. همین بزرگسالان دانشآموزان خود را برای پیامک دادن در طول کلاس به دفتر میفرستند. چرا برخی از بزرگسالان، کودکان را در سطح بالاتری از خودشان نگه میدارند؟ از خود بپرسید که آیا رفتارهایی را که میخواهید فرزندان یا دانشآموزانتان یاد بگیرند، نشان میدهید. الگوسازی، تا حد زیادی، بهترین راه برای یادگیری آنهاست.
-
مراقب لحن و زبان بدن خود باشید
بعضی از کودکان به راحتی از بزرگسالان سلطهگری که هنگام صحبت کردن، بلند صحبت کردن و حتی در هنگام سرزنش کردن، دستان خود را باز میکنند، میترسند. هیچ کس دوست ندارد تحقیر شود و مطمئن باشید، حتی کودکان نوپا نیز این نگرش تحقیرآمیز را که بزرگسالان هر از گاهی نشان میدهند، تشخیص میدهند. گاهی اوقات کودکان تمایل دارند با مقابله کردن برای «حفظ آبرو» با احساس تحقیر کنار بیایند. به جای سرزنش کردن، مطمئن شوید که لحن شما ملایم اما محکم و قاطع است و زبان بدن شما حمایتی و قابل درک است.
-
زبان عشق فرزندتان را بیاموزید
کودکان بسته به سنشان، نیاز خود به پیوند، عشق و حمایت را به طور متفاوتی ابراز میکنند. بله، زبانهای عشق فقط برای بزرگسالان نیستند. هر کسی زبان عشق و روشهایی دارد که دوست دارد با آنها ارتباط برقرار کند. من سه پسر دارم. و هر یک از زبانهای عشق آنها متفاوت است. بنابراین، من با گنجاندن زبان عشق آنها برای غلبه بر چالشها با هم، با آنها پیوند برقرار میکنم. وقتی کودک احساس آسیب یا خجالت میکند، “آنچه را که موعظه میکنید، تمرین کنید”. وقتی اشتباه میکنید عذرخواهی کنید و اعتراف کنید که انسانی ناقص هستید که قادر به پذیرش اشتباه است.
-
با استفاده از زبان عشق فرزندتان، درک متقابل را تقویت کنید
روشهای کوچک ابراز احساسات فرزندتان را بپذیرید و قدردانی کنید. گاهی اوقات، آنها شما را محکم در آغوش میگیرند و گاهی اوقات سرشان را تکان میدهند یا مشتشان را به زمین میزنند. در عین حال، هنگام صحبت با آنها از زبان عشق فرزندتان استفاده کنید. به عنوان مثال، زبان عشق فرزند 11 ساله من کلمات تأییدآمیز است. بنابراین، اگر به او بگویم: «پسرم، من به اینکه چطور خودت به تنهایی درس میخونی افتخار میکنم. تو خیلی باهوشی»، او بقیه روز را در اوج لذت خواهد بود و به دنبال راهی برای پیدا کردن وقت بیشتر برای درس خواندن خواهد بود.
زبان عشق فرزند وسطی من، وقت با کیفیت است. بنابراین، اگر زمان خاصی را برای صحبت رو در رو تعیین کنم، او گوشم را میبندد و من کاملاً عاشق این هستم. در حالی که زبان عشق فرزند بزرگترم، لمس فیزیکی است. من نمیتوانم به اندازه کافی او را در آغوش بگیرم. فقط خوشحالم که در سن ۲۶ سالگی هنوز میخواهد مادرش او را بغل کند یا روی پایش دراز بکشد و فیلم تماشا کند.
نتیجهگیری
ایجاد احترام متقابل ریشه در عمل متقابل دارد، اما ریشه اصلی آن در احترام به خود نهفته است. احترام به خود واقعی از پیوند سالم، تعادل بین حقوق و مسئولیتها متولد میشود. با بسماوا برای یادگیری نحوه صحیح برخورد با فرزندتان همراه باشید.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
درباره پردیس زارعپور
دانشجوی کارشناسی ارشد اپیدمیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران/ دستیار پژوهشی مرکز تحقیقات استئوپروز و مرکز تحقیقات غیرواگیر
نوشته های بیشتر از پردیس زارعپور
دیدگاهتان را بنویسید